ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
452
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
پنجم - با قدرت ونشاط نفس پياده به حج برود ، زيرا پياده حج رفتن أفضل ، واقرار به بندگى خدا در جان أو نافذتر مىشود . بعضي از دانشمندان گفتهاند سواره به حج رفتن بهتر است به اين دليل كه هزينهء سفر بيشتر مىشود وعلاوة بر اين اذيّت وخستگى ندارد وبنا بر اين به سلامت واداى حج نزديكتر است . اين گفتهء علما با آنچه ما گفتيم مخالف نيست حق اين است كه به تفصيل معتقد شويم بدين معنى كه هر كس پياده رفتن برايش آسانتر است حج رفتن پياده براي أو فضيلت بيشترى دارد واگر پياده روى موجب ضعف وبدخلقى در عمل مىشود سواره أفضل است ، زيرا مقصود توانايى بيشتر بر ياد خداى تعالى وسرگرم نشدن به غير خداست . ششم - بر شتر بدون كجاوه سوار شود ، زيرا كجاوه داشتن از ويژگيهاى مترفان ومتكبّران است وعلاوة بر اين كجاوه نداشتن ، سبب سبكبارى شتر مىشود مگر عذر موجّهى براي وجود كجاوه موجود باشد . پيامبر خدا سواره حج انجام داد در حالي كه بر شترى سوار بود كه پالانش كهنه وقطيفهاى بود كه چهار درهم قيمت داشت وبا همان وضع حج به جا آورد تا مردم به هيأت وشمايل پيامبر بنگرند وفرمود اعمال حجّتان را از من ياد بگيريد . هفتم - حاجى با هيأتى ساده كه نزديك به ژوليدگى است به قصد حج بيرون رود واز زينت وزيورى كه موجب فخر مىشود خوددارى كند ، زيرا تجمّل ، شخص را از زىّ صالحان وسالكان إلى اللّه خارج مىكند . از پيامبر خدا روايت شده است كه فرمود : « خداى تعالى در مورد حاجيانى كه ظاهر ساده دارند به فرشتگان مىگويد به زوّار خانهء من بنگريد كه از راههاى دورى خاك آلود وپريشان به سوى من آمدند « 10 » » وخداوند تعالى فرموده است : ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ ،
--> ( 10 ) انّما الحاجّ الشغث التفث يقول اللّه تعالى لملائكته انظروا إلى زوّار بيتي قد جاؤنى شغثا غيرا من كلّ فجّ .